نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لالایی نکن گریه انقدر گلم ، جونم اومد رو لب هام ... داری از عطش بال و پر می زنی روی دستام ، واویلا ... لالایی تلظی نکن ، دق نده مادرت رو علی جان با گریه می گیرم تو آغوش سرت رو علی ... الهی که بارون بباره واویلا ... گلم دیگه طاقت نداره واویلا ... عزیزم می بینم که تازه درآوردی دندون شیری دارم آرزوها که دستم بگیری تو پیری واویلا ... نده اینقده دق ربابو ، لالا کن ... یکم روی دستام بخوابو ... شنیدم که تیر سه شعبه برا کشتنت ساختن این جا ... میگن حرمله داره توی سرش نقشه حالا ... می دونم که داغ تو رو حرمله روی قلبم می ذاره ... دارم دلهره آخه میگن که رحمی نداره واویلا نگاه کن به حالم که زارم بابا جان ... چطور بی تو طاقت بیارم ... جز خدا در همه عمرم به کسی رو نزدم ... هر چه آمد به سرم ، دست به زانو نزدم ... رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتن ... بس کن رباب ، حرمله بیدار می شود ... سهمت دوباره ی خنده ی اغیار می شود ... چه قدر نیزه بلند است ، نیفتی پسرم ... چنگ این حرمله ی مست نیفتی پسرم ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد