
لالایی دیگه چشم توام درست وا نمیشه لالایی اینجا یه قطره آبی پیدا نمیشه تو که حالم میدونی از چه دلم میسوزونی چرا هی زبونتو دور لبت میگردونی چنگ نزن شیر نمیاد یه قطره آب گیر نمیاد برا سیراب کردنت چیزی به جز تیر نمیاد ترک گهواره نکن وای منو بیچاره نکن برای کمک به بابا قنداقه پاره نکن اینجا آب نمیبینی غیر سراب نمیبینی دیگه حتّی لحظه ای تو رنگ خواب نمیبینی لحظههای آخر حرمله هم منتظره چشم به راه حلق خشک تو یه تیرِ سه پرل (لای لای علی)۳