
چه شده بعد صفر، ماه محرم شده بود کوچه بنبست، نفس تنگ، هوا سم شده بود گرگ و میش است از آن کوچه پر از گرگ شده روز با شب بنویسید که توأم شده بود مادری با پسر خویش نمیشد تسلیم پشت یک پرده علی باز مجسم شده بود خاطری در وسط کوچه مشوش میشد پنجهای بین هوا بود و مصمم شده بود پنجه بین هوا بود که یک سیلی شد فرصتی بود که این گونه فراهم شده بود مادر هر که زمین خورده فقط میدانند که چرا قوت زانوی حسن کم شده بود من از آن گیسوی خاکی شدهاش دانستم چقدر زود یتیمیش مسلم شده بود وا نشد پلک گره خوردهی یه چشم کبود سیلی سرزدهای وای چه محکم شده بود تا چهل روز نشد سیر علی را ببیند تا چهل روز علی بود که مبهم شده بود شیشهای با تن دیوار ترکهایی خورد ریشهی خونی یک مقنعه در هم شده بود سالها بود سوال های مردم شهر پسر ارشد این خانه چرا خم شده بود