
سلام ای سر، سر خاکستر نشسته سلام ای سر، لب و دندان شکسته میانه خونت بجویم تو را همچون گل ببویم ندارم آبی که با آن دوباره رویت بشویم امون ای دل ای دل ای دل2 چرا بابا، مرا همراهت نبردی چرا بابا، به اینها مارو سپردی پس از تو غم بود و بیداد پس از تو سیلی شد آزاد تو رفتی و گیسوی من به دستان دشمن افتاد امون ای دل ای دل ای دل2