نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بی تو بهارم خزونه بی تو سرشکم روونه بی تو، فراقت تو آتیش دل مارو میسوزونه بی تو ز دنیا سیره حیدر بی تو عزا می گیره حیدر بی تو یه بار، دوبار، نه، روزی هزار دفعه می میره حیدر امان امان 4 ای بعد تو ای یار خوبم دلتنگ تر از هر غروبم سر دره خونم با گریه پارچه ی مشکی می کوبم همین خونه که عمری با عشق در و به روی من گشودی همین خونه که روزی از ظلم پشت درش افتاده بودی امان امان 4 ای ببین گرفته صدایم افتاده لرزه به پایم بعد تو زهرا تو این شهر علیه انگشت نمایم من و نشون میدند و میگن اینه که خونشو سوزوندیم وقتی می بردیمش به مسجد بازوی یارش و شکوندیم امان امان 4 ای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد