نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عهد و پیمان خود نمیشکنیم پای عشق حسین همسخنیم دلسپرده به روضهها شدهایم فارق از غصههای خویشتنایم مُهر عشق حسین بر تن ماست تا نفس میکشیم سینهزنیم (با دو ارباب بندگی زیباست هم غلام حسین هم حسنیم)۲ به کسی جز حسین دل ندهیم به کسی جز حسین رو نزنیم وطن ماست کربلای حسین سخت دلتنگ دیدن وطنیم سنت اهلبیت که هدیه بر اوست دلسپرده به احسن السننایم بدنش سنگ خورد و با گریه مرهم زخمهای آن بدنیم یاد داغی دوباره میسوزیم یاد تاراج کهنه پیراهنی داغ یک بوریا به سینه ماست گریهکنهای شاه بیکفنیم بساط هلهله در قتلگاه بر پا شد به دور جسم عمویم چقدر غوغا شد به نیزه تکیه زد و بیسپاه و تنها شد در آن محاصره مشغول ذکر و نجوا شد صدای ناله و آهش به گوش آمده بود سرش شکسته و خونم به جوش آمده بود دویدم از سوی عمه به سوی قربانگاه صدا زدم فانا ابن الحسن به گریه و آه به اشتیاق شهادت مسیر شد کوتاه که خورد بر نظرم لا اله الا الله شدیم تشنه و بیحال از حرارت جنگ محاصره شدو عرصه بود تنگاتنگ زدند ضربه به پیشانیام چنان با سنگ که شد تمام رخم چون حسین خونین رنگ صدای یاحسنم تا رسید بر گوشش مرا کشید عمو در میان آغوشش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد