نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در بزم عشقبازان فرصت فراهم افتاد قرعه به نام ما و ماه محرم افتاد پرچم نماد و قلب رو ششگوشه حسین است بغضم شکست هر بار چشمم به پرچم افتاد بزم شهود یعنی تنها حسین بود و قبل از وجود عالم مهرش به قلبم افتاد هر سائلی مسیرش بر منزلی میافتد راهم به لطف حق بر بیتی مکرم افتاد صدها هزار عاشق در خون خود تپیدند تا این علم به دست امثال ما هم افتاد گرمای ماتم او آتش زده به جانم غیر از غمش ز چشمم هر داغ و ماتم افتاد آیات ابتدای مریم که گشت نازل دلشورهای مکرر بر جان خاتم افتاد لب تشنه شد حسین و چشمش غبار میدید با ضربه از روی اسب شاه دو عالم افتاد تا که حسین خود را تنها و بیرمق دید زهرا کنار مقتل با قامت خم افتاد آنقدر دست و پا زد تا با صدای مادر لرزه بر آستان عرش معظّم افتاد گر چه خواهی رزم زینب بنگری اینان نگر حاصل شیر محبت به جسم و جان نگر حیدر و جعفر به دو آئینهی تابان نگر عالمی را در پی گیسویشان حیران نگر این غریب کربلا و هدیههای خواهرت گفت یا ابنای زینب آبروداری کنید تا نفس دارید بهر غربتش کاری کنید از ابوفاضل مدد گیرید و سالاری کنید من زنم اما شما باید علمداری کنید جانتان قربان یک تاری ز موی اکبرش *** بنت الزهرایم کوه وقارم هدیه برایت دو لشکر دارم مزن دست رد بر این دو فدایی آقای عالم شاه کربلایی لبیک یا ارباب یا داعی الله مظلوم عطشان اباعبدالله آقای عالم شاه کربلایی مانند نجمه کن رو سپیدم نما چون رباب امالشهیدم به پا کردهای تو عجب منایی آقای عالم شاه کربلایی لبیک یا ارباب یا داعی الله مظلوم عطشان اباعبدالله آقای عالم شاه کربلایی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد