نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

طفل شیرم، شیر نه، تیر بلا را دوست دارم تشنه كامم، آب نه، دریای لا را دوست دارم از شب میلاد گفتم با زبان بی زبانی عاشق كرب و بلایم كربلا را دوست دارم مثل قاسم مثل اكبر مثل عباس دلاور اشك شرم، سوز درون، حال دعا را دوست دارم چشم هایم نیمه باز و رنگ از رویم پریده از نوا افتادم اما نینوا را دوست دارم پر زدن از دامن گهواره در آغوش بابا وصل یار و دوش مصباح الهدی را دوست دارم باید از تیر سه شعبه ذبح گردد حنجر من در ره جانان سرِ از تن جدا را دوست دارم حرمله این تیر زهر آلود تو این حنجر من من ز نوك تیرها آب بقا را دوست دارم كرده ام خود را جدا از دامن پر مهر مادر برسر دوش پدر وصل خدا را دوست دارم مرهم زخم گلوی من بود اشك محبان دوستان من گریه و اشك شما را دوست دارم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد