نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خیمه توی آتیش قحط آبه دلِ همه برا علی كبابه وا عطشای همه بی جوابه چه جمله ای حرف دل ربابه آبم بیارن دیگه خیلی دیره الهی مادرش براش بمیره *** وقتی كه هل من ناصرو شنیدن اهل حرم ناله ز دل كشیدن گرچه همه از دنیا دل بریدن بی تاب تر از اصغر من ندیدن محاله كه دیگه آروم بگیره الهی مادرش براش بمیره *** چی شد كه گهواره طاقت نیاورد چی شد كه شیرخواره ی من زمین خورد باید باباش می اومد اونو می برد باید آب از تیر سه شعبه می خورد یه گل دارم تو دنیا بی نظیره الهی مادرش براش بمیره *** وقتی كه باغبون اومد گل به دست تیری كه سینه ی عمو رو شكست از كمون حرمله بی امون جست به حنجر لطیف این گل نشست دستشو زیر خون گُل می گیره الهی مادرش براش بمیره *** كاش یكی بود می گفت كه ایها الناس مروت و مردونگی تون كجاس حسین كه بین تون نبود ناشناس مگه یه شیرخواره چقدر آب می خواس كسی كه عاشق باشه ناگزیره باید برای معشوقش بمیره
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد