نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شکوه خلقت نوریِ او زبانزد شد در آسمان علی، زهرهی محمد شد قلم کشید به تقدیرِ شومِ باورها عزیزِ قلبِ پدرها شدند دخترها برای شبزدگان یک پیام روشن داشت نزولش از لبِ روح الامین شنیدن داشت زمین از آن تبِ ظلمت نجات پیدا کرد طلوع آیهی تطهیر را تماشا کرد صفات قدسیه تقدیم پیشگاهش شد پَرِ فرشته به هر گام فرش راهش شد شدهست صبح ازل جلوهدارِ لبخندش نیامده است و نیاید زنی همانندش نه آسیهست نه مریم، نه هاجر و حوا شبیه هیچکسی نیست جز خودش زهرا خِرَد به درک حضورش خیال خام کند به احترام مقامش نبی قیام کند قسم به بِضعةُ مِنّی، قسم به اَعطَینا فراتر از شب قدر است حرمت زهرا حقیقتِ ملکوتِ خداست ساحت او کمالِ طاعتِ معبود در اطاعت او روایت است قیامت،قیامت زهراست رضای حضرت حق در رضایت زهراست نگو که محشر کبریست، عرصه آسان نیست مُحِبِ فاطمه در روز حشر گریان نیست سوار ناقهای از نور میرسد مادر به داد این دل رنجور میرسد مادر نجات اهل یقین ریشههای چادر اوست چه قدر نام وزینِ شفیعه درخور اوست ثنای حضرتِ صدیقه کار هرکَس نیست در این حریم که هر واژهای مقدس نیست حبیبهای ست که محبوبهی خدا باشد یگانهای ست که هم کفو مرتضی باشد به هَل اَتی شده تجلیل از کرامت او به وجد آمده جبریل از کرامت او سعادت همه سر منزل صراطش بود بهشت، باغچهی کوچک حیاطش بود اگر که فضهی او خاک را طلا سازد نگاه فاطمه از خاک فضهها سازد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد