
روشن تر از شکوه تو هفت آسمان نداشت دریای پر تموج روحت کران نداشت یوسفتر از حضور تو ای مصر منزلت سیر هزار منزلِ این کاروان نداشت مَهریهی زلال تو بانو اگر نبود این باغهای معرفت آب روان نداشت دیدند یازده چمن از دامنت شکفت یعنی که باغ نسل محمد خزان نداشت گردِ به باد رفتهی صحرای غفلت است هر کس به دیده، خاکی از این آستان نداشت آن جا که قدر تو چو شب قدر شد نهان دیگر شگفت نیست که قبرت نشان نداشت اما جهان روایتِ عطر مزارِ توست ای آنکه آسمان و زمین جلوه زارِ توست بیتو فرشته بودن انسان محال بود از مرز جان گذشتن ایمان، خیال بود بیتو زمین، جهنمی از رنج و درد بود بیتو بهشت، مزرعه سیب کال بود گفتند آبها همه مهریه تو بود یعنی تمام زندگی تو زلال بود مدح تو از توان عبارات خارج است اینها که گفتهایم تماماً مثال بود با این مثالها چه بگوییم از بتول؟ عالم کجا و منقبت دختر رسول ما نسل فاطمه همه سرشار غیرتیم مانند او مدافعِ خط ولایتیم دنیا اگر دهند به ما با دوصد نعیم یک تارِ مویِ رهبر خود را نمیدهیم چون راهِ حاج قاسمِ ما هست مُستدام باید که انتقام بگیریم وَالسَّلام ما ایستادهایم عَلَم روی دوشمان عَجِّل عَلَی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان