
دوباره آمدم ای عرشیان امان بدهید به این شکسته قلم ذرهای توان بدهید برای اینکه در این شعر نور بردارم درخت قافیهها را کمی تکان بدهید شب ولادت زهرا رسیده و هر چند که شب رسیده به من شمس را نشان بدهید به پیش این همه قدر و جلالت ای مادر فتادهام زِ تکلم به من زبان بدهید برای روح نماز و اذان عشق هر چند گذشته وقت اذان باز هم اذان بدهید به یُمن مقدم زهرا الهة الخیرات زِ عمق دل بفرستید حیدری صلوات زمانهی غم و داغ و فراق آخر شد به عشق مولِد امشب دوباره محشر شد به عرش حق همه در انتظار تا اینکه رسید مژده ملائک که بچه دختر شد بخوان تو سورهی کوثر، پدر شده احمد و انّ یَکاد بخوان چون خدیجه مادر شد رسید فاطمه از راه و بین منتظران شبیه روز پُر از نور چشم حیدر شد به یُمن مقدم زهراترین زهراهاست که طعم چشمهی زمزم شبیه کوثر شد بخوان به کوری چشمان دشمن بد ذات برای حضرت زهرا محمدی صلوات *******