
ستارهها که تو را آب غسل باریدند به چشم، لرزش دستِ خدای را دیدند عزا گرفته خدا، با عزای علی فرشتهها، ز فراغَت سیاه پوشیدند بساط عشق به گلخانهی علی چیدید ولی به چیدن تو این بساط بَرچیدند به کهکشان غمت، یک ستاره خندان نیست ولی به گریه کردن من، یک مدینه خندیدند دل دریا، دل بابا، دل طوفانیه اَبرا چششون، به چشمِ ماهِ کناره تربت زهرا، دل بابا *******