نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زانو بغل گرفته زینب ... حسین میگه می شنوی امشب ... گمون کنم از دل صحرا ... داره میاد صدای زهرا ... از حالا هی میگه بنی ... می کشنت چه جوری فردا تو دل صحرا ... زوده هنوز این بی قراری ... که فردا شب این موقع داری ... رو تاول پای یتیما مرهم می ذاری ... فردا شب این موقع تو اوج دردی ... با آتیشای خیمه تو نبردی ... تو قتلگاه دنبال من می گردی ... الله الله حسین وینه بالسیوف مقطعینه ... ***** نذار بگم که میری از حال ... فردا که اومدی تو گودال ... اگه انگشترو ندیدی ... یا پیراهن مادرو ندیدی ... طاقت بیار اگه عزیزم ... رو پیکرم سرو ندیدی ... آروم شو زینب صبورم ... بدون که از تو خیلی دورم ... چشم به راه مادرمون تو کنج تنورم ... یه بار منو رو نیزه ها می بینی ... یه بار به زیر دست و پا می بینی ... یه بار توی طشت طلا می بینی ... الله الله حسین وینه بالسیوف مقطعینه ... ***** ای قافله سالار زینب ... پنجاه و چند سال یار زینب ... چطور دلت میاد که این جا ... تنهام بذاری یابن زهرا ... چیکار کنه خواهر یوسف ... میون این گله ی گرگا ، یوسف زهرا ... میخوای بری برو عزیزم ... ولی نگو به هم می ریزم ... دل نگرون حمله ی این تیغای تیزم ... بذار زیر حنجرتو ببوسم ... بوسه گاه مادرتو ببوسم ... دست با انگشترتو ببوسم ... واویلا ، واویلا ... الله الله حسین وینه بالسیوف مقطعینه ... ***** من که دل از زمونه کندم ... چادرمو کمر می بندم ... میام نگن لشکر نداره ... غریبه و یاور نداره ... مادرمم بودش میومد ... میام نگن خواهر نداره ، یاور نداره ... تو میری و من میرم از حال ... من غصه دار و خولی خوش حال ... قرار بعدی منو تو گوشه ی گودال ... اون جا که تنها تو رو گیر میارن ... سنگ و سنان و تیغ و تیر میارن ... خواهرتو آخر اسیر میارن ... الله الله حسین وینه بالسیوف مقطعینه ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد