
غروب آهه حسن، بین راهه حسن خسوف ماهو ببین تُو نگاه حسن قبلهی عرش برین شده نقش زمین یکی خبر بده به امیرالمومنین بهترین سوره، سِرّ مستوره یه ستارهای که حالا دیگه کمنوره اون طرف امّا ظلمت محضه وقتی که فهمید علی از فاطمه دوره تُو کوچه پیش در و همسایه ای وایِ من، ای وایِ من سورهی کوثر شد آیه آیه ای وایِ من، ای وایِ من زهرا وای، زهرا وای... ***** تو آرزوی منی آه حسرت نکش چادرتو تا میام روی صورت نکش منم شبیه خودت خیلی اذیت شدم افتادنت رو دیدم با چشای خودم بی سپر بودی، زیر در بودی بمیرم تُو خونهی من تُو خطر بودی دستمو بستن، دستشون وا بود زیر مشت و لگد چهل نفر بودی میسوزه پشت در دنیای من ای وایِ من، ای وایِ من مسمار و پهلوی زهرای من ای وایِ من، ای وایِ من زهرا وای، زهرا وای...