نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

درد منو دوا بکن دست منو رها بکن عمه فقط برای من، دعا بکن یازده سالمه، ولی دلیرم و جسورم باید من برم، شکسته عمه جون غرورم دور قتلگاه، یه عده پست و نامردن داره دیر می شه، ببین عموم و دوره کردن می زارم هستم و به گردن عمو جون دخیل بستم و برای اون سپر می کنم دستم و عمو حسین 3 من تنها می شم و اسیر و طعمه نیزه ها میشم و رو سینۀ عمو سر جدا میشم و عمو حسین 3 آه و واویلتا، (عمو حسین 3)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد