نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در زُلفِ چون كمندش، ای دل مپیچ كآنجا سرها بُریده بینی، بیجُرم و بیجنایت از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزود از گوشهای بُرون آی، ای کوکبِ هدایت رِندانِ تشنهلب را، آبی نمیدهد كَس گویا ولیشناسان، رفتند از این ولایت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد