
(اشهد انک قتیل الله و ابن قتیله)2 (با صورت افتادی روی زمین، (دیدت عقیله)2) 2 چشمات که وا نشد سهمت دریا نشد جمعیتی که بود به گودال جا نشد الشمرُ جالسٌ خیلی تلاش کرد یک ضربه و دو ضربه ولی (سرجدا نشد)2 بالا سرت رسیدم زخماتو که دیدم چادر به جای پیرهن رو بدنت کشیدم السلام ای بدن بیسر گرمادیده اشهد انک قتیل الله و ابن قتیله با نیزه که میزد تو دهنت، دیدت عقیله آقای بیگناه مظلوم خون مباح با مرکب از رو بدنت رد میشدن آه خیلی شلوغ بود اطراف قتلگاه بین تو و حرم چقدر سد شدند آه دیدت عقیله (خواهرتم همونجا خیلی التماس کرد)2 تا شمر آروم آروم حسینشو خلاص کرد بگو چکار کنم تا تو دست و پا نزنی بگو چکار کنم تا تو را خلاص کنم به شمر رو بزنم یا که التماس کنم پیرهنی را که فاطمه بافته پهلو تا پهلو شو نیزه شکافته موقرن واسه تو روضه گفته، واویلا مقتل خوندم و چند روزه مریضم سر پیراهنت بههم میریزم بردن تا تحقیرت کنن عزیزم، عزیزم واسه زدن تو مرحله داشتن آروم آروم کشتن، حوصله داشتن علیاضغر داشتی، (حرمله داشتن)2 دور پیکرت معرکه گرفتن زدنت واسهی سکه گرفتن از بدنت چندتا تکه گرفتن، واویلا مقتل نوشته موهاتو کشیدن مقتل نوشته دستاتو بریدن زینبو دیدن انگاری ندیدن، واویلا اصلا از جد تو حیا نکردن با یک ضربه سرو جدا نکردن نهرت کردن و اعتنا نکردن، واویلا با دوازده ضربه سرو بریدن بدنتو روی زمین کشیدن خولی و شمر و ساربان رسیدن، واویلا لشگریان خیرهسر چند نفر به یک نفر