در زلف چون كمندش
حاج محمود کریمیپسندیدن8
بازدید4.4K
در زلف چون كمندش ای دل مپیچ كان جا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نیفزود از گوشه ای برون آی ای كوكب هدایت رندان تشنه لب را آبی نمی دهد كس گویا ولی شناسان رفتند ازین ولایت