نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(چه غم زِ مستی و دیوانگی و رسوایی)۲ شرابِ عشقِ تو را، بیحساب میخواهم حسین فاطمه، من ذرّه و تو خورشیدی تَمَتُّعی زِ تو ای آفتاب میخواهم اهلِ حرم، دَریده گریبان، گشوده موی فریاد بر دَرِ حرمِ كِبریا زدند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد