چه غم ز مستی و دیوانگی و رسوایی
حاج محمود کریمیپسندیدن0
بازدید1.7K
(چه غم زِ مستی و دیوانگی و رسوایی)۲ شرابِ عشقِ تو را، بیحساب میخواهم حسین فاطمه، من ذرّه و تو خورشیدی تَمَتُّعی زِ تو ای آفتاب میخواهم اهلِ حرم، دَریده گریبان، گشوده موی فریاد بر دَرِ حرمِ كِبریا زدند