خودم دیدم ز گوشش او گوشواره زمین افتاد

خودم دیدم ز گوشش او گوشواره زمین افتاد

[ سایر ذاکرین ]
خودم دیدم ز گوشش او گوشواره زمین افتاد 
خودم دیدم به پشت در چه مادر دست و پا می زد 

میان شعله ی آتش کنیزش را صدا می زد 
من ایستاده بودم دیده که مادرم را 

دشمن گهی به کوچه گه تازیانه می زد 
گردیده بود قنفذ همدست با مغیره 

این با غلاف شمشیر او تازیانه می زد

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه مصائب آتش زدن در و دیوار(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های مصائب آتش زدن در و دیوار(فاطمیه)

محبوب ترین‌های سایر ذاکرین

نظرات