نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دری که بوسهگه انبیای عظمی شد چگونه بود که با ضربهی لگد وا شد بجای دستهی گل جای احترام و سلام شرار قسمت آن خانهی معلی شد مقابل نفس بانوی عفیف علی صدای عربدهی یک غریبه پیدا شد آهای سینهزنان فاطمه زمین افتاد کمک دهید که در بین کوچه دعوا شد امان ز میخ که کج رفت سمت پهلو رفت امان ز در که شکست و برای زهرا شد قلاف تیغ یکی و دوتا نه خیلی بود چگونه اینهمه ضربه به دست او جا شد
هنوز نظری ثبت نشده