تصویر محمدحسین پویانفر - حق داری من رو به جا نیاری

حق داری من رو به جا نیاری

[ محمدحسین پویانفر ]
حق داری من رو، به جا نیاری 
خودم میدونم، خیلی شکسته‌ام 

یه سال و نیمه، کارم همینه 
پیراهن تو، بغل بگیرم 

شبیه مادر، همش می‌خونم 
عجل وفاتی، می‌خوام بمیرم

ای وای زینب...

یه زخم کهنه، رو پیشونیمه
یه یادگاری، از مردم شام

جلو چشامون شادی می‌کردن
سنگ جفا، خوردم از روی بام

خودت که دیدی، از روی نیزه
خودت که دیدی، درد و غما رو

خودم شنیدم، تو صحبتاشون
حرف کنیزیه بچه‌ها رو

ای وای زینب...

همیشه گودال، جلو چشامه
خودت میدونی، که چی کشیدم

یادم نمیره، اون لحظه‌ها رو
یادم نمیره، چجور رسیدم

او میدوید و من میدویدم
او سوی مقتل، من سوی قاتل

او می‌نشست و من می‌نشستم
او روی سینه، من در مقابل

او می‌برید و من می‌بریدم
او از حسین سر، من آه از دل

غریب گیر آوردنت، جلو چشای مادرت
سیلی زدن به دخترت، وای به حال خواهرت

حسین وای ...

به خاک و خون کشیدنت، جلو چشای مادرت
سنگ زدن به صورتت، چنگ زدن به دخترت

آه آه آه آه ...

برادر دعا کن که زینب بمیرد

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های محمدحسین پویانفر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد