نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گل بر من و جوانیِ من گریه میکند بلبل به همزبانیِ من گریه میکند دیگر حسین را نتوانم به بَر گرفت او هم به ناتوانیِ من گریه میکند از دردِ شانه، شانه نشد مویِ زینبم این گل به باغبانیِ من گریه میکند هر لحظهای نِشینَم و خیزَم میانِ راه پیری، بر این جوانیِ من گریه میکند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد