گل بر من و جوانیِ من گریه میکند
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن2
بازدید2.3K
گل بر من و جوانیِ من گریه میکند بلبل به همزبانیِ من گریه میکند دیگر حسین را نتوانم به بَر گرفت او هم به ناتوانیِ من گریه میکند از دردِ شانه، شانه نشد مویِ زینبم این گل به باغبانیِ من گریه میکند هر لحظهای نِشینَم و خیزَم میانِ راه پیری، بر این جوانیِ من گریه میکند