بازم شبِ زینبه و، دخیل این درم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن4
بازدید1.6K
(بازم شبِ زینبه و، دخیلِ این درم اسمِ عقیلهیِ بنیهاشمو میبَرَم)۲ (وقتشه اقتدا کنیم به عابِس و زُهِیر که هر کدومشون بودن مدافعِ حرم)۲ فدایِ اون، دلایی که، پر از تاب و تب شد (جونشون، نذرِ دوتا، گُلایِ زینب شد)۲ (ای عمّهیِ سادات، دستِ غمو بستی سرت شکست اما، عهدتو نشکستی)۲ به جز حسین اسمی، کسی ازت نشنید قبله حسین و تو، قبلهنما هستی یا عَقیلَةَالعَرَب، مولاتی زینب مدد ... ***** گریهیِ تو میگیره آرامشِ زینبو تو چشماشون خودت ببین خواهشِ زینبو (منو ببخش اگه فقط دوتا پسر دارم ولی تو دستِ کم نگیر ارتشِ زینبو)۲ گمون نکن، که چون زنم، برات یاور نیستم (من که از، مادرِ وهب، دیگه کمتر نیستم)۲ چرا نمیذاری، بِرَن گُلایِ من خودت رو یک لحظه، بذار به جایِ من (منو قسم دادن، به چادرِ زهرا)۲ تو خیمه افتادن، به دست و پایِ من یا عَقیلَةَالعَرَب، مولاتی زینب مدد ... ***** (با اینکه زیرِ تیغ و نیزه دست و پا زدن)۲ تا آخرین قطرهیِ خون تورو صدا زدن با اینکه فردا میبینم، کنارِ اصغرت سَر.ِ جوونایِ منو، به نیزهها زدن (ببخش اگه، پیکرشون، نشد اِرباً اِربا)۲ (کاش بشه، جونِ من فدات، غروبِ عاشورا)۲ شرمِ تویِ چشمات، میگیره دنیامو تو خیمه میشینم، نبینی اشکامو فدا سرت داداش، خیال کن اصلاً من نداشتم از اول، دوتا پسرهامو یا عَقیلَةَالعَرَب، مولاتی زینب مدد ...