
تو تنت تا شده و تا شده من هم کمرم مثل تو درد گرفته همهی بال و پرم گرچه من عین حسن زهر ننوشیدم لیک پاره پاره شده حالا همه جای جگرم ترسم این است که زنهای حرم جان بدهند گر ببینند که افتادهای از پا، پسرم چشم من تار شده یا که تو کوچک شدهای علی اکبر، علی اصغر شدهای در نظرم خبرش پخش شده پخش شدی روی زمین خبرش پخش شده ریختهای دور و برم من از این چند برابر شدنت فهمیدم چقدر کینه به دل داشتهاند از پدرم بغلت میکنم و از بغلم میریزی آه بابا چه کنم با تو و این دردسرم؟ حسین