نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تَنت به زمین سَرت به سنان سلام الله علیک ایها العطشان پر از غم تو زمین و زمان سلام الله علیک ایها القربان مرمل باالدماً خاک صحرا این حسینه بمیرم تشنه لب، بی یار و تنها این حسینه رأس تو میرود بالای نیزه ها من زار می زدم در پای نیزه ها آه ای ستاره ی دنباله دار من زخمی ترین سر، نیزه سوار من حیا نکرد طول میداد ذبح سر و جدا نکرد از نگاه مادرت حیا نکرد حیا نکرد صدا زدی من دیدم چجوری دست و پا زدی صدا زدی، زیر چکمه مادر و صدا زدی صدا زدی یادم نمیره داداش پاشو از رو سینه بر نمیداش یادم نمیره داداش خنجر و رو حنجر تو گذاش دم غروب تو رو میزدن با تیر و سنگ و چوب دم غروب چه برو بیایی بود دم غروب دم غروب تو رو زدن یک به بک همه به نوبت اومدن تو رو زدن حتی پیرمردایی با عصا زدن تو رو زدن حسیــن وای ۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد