نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تا کفن بر قد و بالای رسایت کردم سوختم وز دل پردرد دعایت کردم *** آخرین توشهام از عمر تو این بود علی که غمانگیز نگاهی ز قفایت کردم *** تو زمن آب طلب کردی و من میسوزم که چرا تشنهلب از خویش جدایت کردم *** نگشودی لب خود هرچه تو را بوسیدم نشنیدم سخنی هرچه صدایت کردم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد