رفتی و لرزه به جان پدرت افتاده
سایر ذاکرینپسندیدن0
بازدید2.3K
رفتی و لرزه به جان پدرت افتاده از نفس خواهر من پشت سرت افتاده همه ی دشت پر از عطر پیمبر شده است هر طرف تكه ای از بال و پرت افتاده این فزع كردن من دست خودم نیست علی چشمم آخر به تن مختصرت افتاده نفسی تازه كن و باز دلم را خوش كن روی جسمت پدر محتضرت افتاده