نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رفتی و لرزه به جان پدرت افتاده از نفس خواهر من پشت سرت افتاده همه ی دشت پر از عطر پیمبر شده است هر طرف تكه ای از بال و پرت افتاده این فزع كردن من دست خودم نیست علی چشمم آخر به تن مختصرت افتاده نفسی تازه كن و باز دلم را خوش كن روی جسمت پدر محتضرت افتاده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد