
تا کجا سامان نیابیم و پَریشانی کشیم تا به کِی تلخیِ این شبهای طولانی کشیم؟! نوبتِ ما میشود آیا به ماهم سر زنی؟ رَد شو از اینجا که بر راهِ تو پیشانی کشیم ما نفهمیدیم کِی ما را صدا زد فاطمه مِنَّتِ این لُطف را با چشمِ بارانی کشیم شرطِ یاریِ تو را فهمیدهام قبل از خودت باید اَوّل بارِ این یارِ خراسانی کشیم میشود در وقتِ جاندادن رضا را دید و مُرد دست بَر غیرش اگر چون مردِ سلمانی کشیم دستِ ما را رو نکردی، دستِ رَد کار تو نیست دستگیری کن، دست از هرچه میدانی کشیم وای بَر ما، ما نمردیم و شنیدیم از غمت زخمِ این شرمندگی، داغِ گِرانجانی کشیم