
بیا ببین حال زینبو یه سال و نیمه که شدم آواره خاطرهی تلخ رفتنت هر لحظه برام روی تکراره میگی نه؟ هنوزم تعریفی نداره حال و روزم هنوزم وقتی که آب میخورم میسوزم هنوزم چشممو به پیرهنت میدوزم دلبرم، برادرم تو رو به چادر زهرا مادرم مثل اکبرت داداش دم آخری بیا بالا سرم آه پناه عالم، خرابه حالم هنوز شبا من خواب میبینم خواب وداع آخرت رو داداش چقد بهت گفتم که حسین از روی نی مراقب زینب باش میگی نه؟ نبودی ما کجا محلهی یهودی نبودی سنگمون میزدن از حسودی نبودی که تنم پر شده از کبودی خندهها، شام بلا به خدا صد رحمت به کربلا جلو نیزهی غمت جمعشون جمع و نگاهشون به ما آه پناه عالم، خرابه حالم تو قلب من، یک حسینیهست حس میکنم تو رو کنارم داداش سرم رو، رو زانوهات بذار که غیر تو کسی ندارم داداش میگی نه عذابه، زندگی بی تو برام عذابه عذابه، تو گوشم ضجههای ربابه عذابه، چی برات بگم من از خرابه از طناب، حال خراب تو خودت بودی نگم بزم شراب دخترت ترسیده بود وقتی که میزدن حرف انتخاب اینجا شبها خطر داره خدا اینا رو برداره هرکی میاد خرابه برا عیادت نیت شر داره یعنی بابایی میدونه یعنی عمو خبر داره که تاجر یهودی برا کنیزی به ما نظر داره