نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بهجز خادمش هیچکس پَر ندارد پَر و بالِ او را کبوتر ندارد اگر جایجای جهان را بگردی کسی قدر این شاه نوکر ندارد خجالت ندارد گدا یا گُنَهکار حرم مثل شهریست که دَر ندارد اثربخشیِ چای این سفره را هم قسم میخورم آب کوثر ندارد حسین... ای تشنهلب حسین... به هر زائر کربلائی بگویید در این سرزمین روضه آخر ندارد همین روزها کاروانی میآید که جز کربلا راه دیگر ندارد همه کوچه بستند دیدند زینب علمدار از عباس بهتر ندارد همینجاست آقا به اکبر سپرده سه ساله قدم از قدم برندارد زنی دست را مثل گهواره کرده به خود آمد و دید اصغر ندارد همینجاست خواهر دلش شور میزد مبادا ببیند برادر ندارد صدا میزد از روی تَل خواهرِ تو نزن سنگ نامرد، مادر ندارد تنت را بههم ریخته سُم اسبی مگر این تنِ پاره خواهر ندارد؟ حسین آه آه...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد