نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آقاییِ کریم اجازه نمیدهد تا اینکه دستِ ما به صف حشر رو شود این گریه برای تو عین طهارت است عابد چرا معطل آب وضو شود هرکس که سربه زیرِ تو شد سربلند شد حسین بیآبرو کنار تو با آبرو شود حسین فرق مرا تو طاقت دیدن نداشتی هجده سرِ بریده ببینی چه میکنی اینجا همه به گریهى تو گریه میکنند خنده به اشکِ دیده ببینی چه میکنی خون ریزد از شکاف سرم خونجگر شدى جسمى به خون تپیده ببینى چه میکنى تو یکسره به چشم پدر بوسه میزنى تیرى درون دیده ببینى چه میکنى وقتى که میرسد زِ شریعه، حسین را با قامتى خمیده ببینى چه میکنى من پیکرم به غیر سرم لطمهای ندید جسمی به خاک دریده ببینی چه میکنی طفلان دربهدر به بیابان کربلا چون آهوى رمیده ببینى چه میکنى یک ضربه زد به فرق سرم راحتم نمود تو قتل صبر دیده ببینى چه میکنى **** آنقَدَر تشنه بود لبهایش دست آخر به شمر هم رو زد نفسش را عجیب بند آورد نیزهای که سنان به پهلو زد باز و بسته نکن انقدر لبت را پیِ آب آب اگر بود به ششماههی تو میدادند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد