نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

السّلام ای امام نوکرها، پاسخت التیام نوکرها عشق یعنی حسین و دیگر هیچ، هست حرف تمامِ نوکرها یا حسین است آخرین حرف و مُهر حُسن تمام نوکرها غبطهها میخورند در محشر، شهدا بر مقام نوکرها عشق دنیا به کام بعضیها، عشق آقا به کام نوکرها درِ این خانه هست موی سپید، پرچم احترامِ نوکرها عطر ارباب میرسد تا حشر از مزار تمام نوکرها به فدای لبان عطشانت، هست تکیه کلامِ نوکرها روضهی زخمهای گودال و گریهی مستدامِ نوکرها قلم شدم بنویسم، قسم به باور زینب قسم به عشق، حسین است نام دیگر زینب حسین اوّلِ زینب، حسین آخرِ زینب دخیل چادر او آسمان و هفت فلک هم فقیر درگه او تا همیشه نان و نمک هم نه ما که مُلک و مَلَک هم به زیر شه پر زینب ملیکهی ملکوت و جلیلهی جَبروت خداست محو حجابش، نبیست مات نقابش حَسن زمان نمازش، گرفته است به قابش تمام خانهی زهرا به گرد محور زینب حَمایل است برایش دو تیغ ابروی عباس نشسته نقش قدومش به روی زانوی عباس به سینه است دو دستش همیشه در برِ زینب رسید و دید بالا را شنید همهمهها را نشست و ریخت به معجر غبار کرب و بلا را به گریه گفت: مرو، آه حسین از سر زینب چقدر هول و هیاهو چقدر نیزه در آن سو چقدر تیر بلند و چقدر تیر سه پهلو به جای آب فقط سنگ و خار و سراب است صدای نالهی من نه، که التماسِ رباب است چقدر نیزه کشیده، میان دشت دویده چقدر خورده زمین و گمان کنم که بریده و خیره مانده به جای نگاه آخرِ زینب خواهرم اینجا زمین کربلاست سرزمین سنگها و نیزههاست (حسین، وای)۳
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد