نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خواهر برو به خیمه که جانم برآمده عمرم تمام گشته، اجل بر سرآمده بابم علی تعزیه ی اکبر آمده خواهر برو به خیمه که گاه چشم بستنم زهرا گشوده موی و به چشم تر آمده این غیرتم کشد که بگویم کوفیان زینب به قتلگه، سرِ بی معجر آمده تشنه لب خواهند برید از تن، سرم تا بسوزد قلب زهرا مادرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد