نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پروانه شدم تا که بسوزم اما هر سوختنی، سوختنِ شمع نشد ما جمع شدیم، که دورِ هم گریه کنیم بر آن بدنی که آخرش جمع نشد مونده رویِ زمین پیکرِ تو رها اَلسَّلامُ عَلىٰ مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرىٰ هرچند پیر و خستهدل و ناتوان شدیم نامِ حسین آمد و از نو، جوان شدیم گفتند کربلا وطنِ ماست بر زمین شکرِ خدا که هموطن آسمان شدیم چون فرشِ پادری، دَمِ مجلس نشستهایم پا خوردهایم و آخرِ عمری گران شدیم حسین آقام، همه میرن تو میمونی برام ... نیزهداران بر تَنِ او تاختند پای تا سر غرقِ خونش ساختند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد