(ای کشتهی فتاده به هامون حسین من، حسین من)۲ ای صید دست و پا زده در خون حسین من، حسین من (قتلوک عطشانا ذبحوک عریانا)۲ (رأس تو میرود بالای نیزهها)۲ من زار میزنم در پای نیزهها آه ای ستارهی دنبالهدار من زخمیترین سَر نیزهسوار من عمه جانم، عمه جانم عمه جان قد کمانم عمه جانم، عمه جانم عمه جان نگرانم با گریه آمدم اطراف قتلگاه گفتی که: خواهرم برگرد خیمهها بعد از دقایقی دیدم که پیکرت در خون فتاده و بر نیزهها سَرت عمه جانم، عمه جانم عمه جان قد کمانم **** حسین جان به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم شبی که میرفتم برات کاسهی آب گذاشتم واویلا حسین جان تو بودی و گودال و ریگ و تنت گیر نیزه خداحافظی کردی با زینبت، زیر نیزه واویلا صدا میزدم مادرت رو، یا مظلوم به دامن بگیره سَرت رو، یا (مظلوم)۲ (تا حالا از این خانواده زنی رو نبردن اسارت)۲ الهی میمُردم نمیدیدم اینقدر جسارت سَر تو که رو نیزهها رفت، باغیرت همش چادرم زیر پا رفت، باغیرت حسین جان حسین جان حسین جان حسین جان حسین جان دیگه قدرت و توونم رفت جوونا بیاین جوونم رفت حسین جان تو بودی و گودال و ریگ و تنت گیر نیزه خداحافظی کردی با زینبت، زیر نیزه **** (حدوداً ساعت سه دل زینب شکستو)۲ دوید زینب ولی دیر رسید زینب تا که شمر و دید زینب (نفسش برید زینب)۲ (نفسنفس میزنه لشگر و پس میزنه)۲ برای یه جرعه آب به شمر رو میزنه سَیِّدُنَا المظلوم، سَیِّدُنَا العطشان سَیِّدُنَا الغریب، غریب، غریب ای که شیب الخضیب افتادی ای که خَدُّ التَّریب افتادی خواهرت زودتر بمیره کاش (تا نبینه غریب افتادی)۲ یا حسین