نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای هلال ارغوانی، می شود پیشم بمانی با لبان خیزرانی، تا سحر قرآن بخوانی چشم من ابر بهاره دیگه بارونی نداره تا به پای تو بباره آه و واویلا، واویلا 3 می زنم با دست خسته، شانه بر موی سپیده شسته ام با اشك چشمم، خون رگ های بریده آسمانم بی ستاره زخم جانم بی شماره هر دو گوشم گشته پاره آه و واویلا، واویلا 3 از لبت بوسه گرفتم، آرزوی آخرم شد پیكر نیلوفر من، جلوه ای از مادرم شد از جسارت های دشمن شد كبودی جامه ی من چشم عباس تو روشن آه و واویلا، واویلا 3
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد