
ای مهر تو عنایت پیش از ولادتم ذکر تو عادتم شده، فکرت عبادتم از بس که خاطرت به دلم نقش بسته است حتی سکوت من شده عرض ارادتم تا زندهام ثنای تو گویم، خدا کند هنگام مرگ ذکر تو باشد شهادتم حسین جانم، حسین جانم... مهرت بُوَد سعادت دنیا و آخرت گَر بیتو در بهشت رَوَم بیسعادتم من کمترم، تو برتری که نَهی پا به چشم من من کمترم از این که تو آیی عیادتم *** میمیرم و عطش جگرم پارهپاره کرد بسته به روی عترت من راه چاره کرد آب است مَهر مادر من، از چه رو عَدو تیر سهشعبه سهم من و شیرخواره کرد من سِبطِ احمدم که زِ بیداد بر تنم زخم آنقدر رسیده که نتوان شماره کرد دود است پیش چشم من این آسمان ولی طفلم زِ اشک دامن من پُر ستاره کرد بالا گرفت تشنگی آنقدر در حرم کاخر اثر به کودک در گاهواره کرد تا گفت سبطِ احمدم و پورِ فاطمه ناگاه ابنسعد به لشکر اشاره کرد *** آب از کافر اگر خواسته بودم میداد گرهام وا نشد آخر به تمنّا، چه کنم؟ حلالم اگر آغوش پدر امن نبود بیهوا تیر رسید و بیمُهابا، چه کنم؟