
ای عمو با چشم خونین حال زار بلبلت بین زیر سم استران را کن نظاره ای عمو تا که بینی پیکرم را پاره پاره ای عمو میروم با جسم خسته استخوانهایم شکسته یابن زهرا یابن زهرا پیکر من گشته مدفون زیر سنگ و نیزه و خون بوسهی تیغ از گلویم ای عمو زیبا بود سربلند اکنون حسن در محضر زهرا بود من غزال مجتبیایم همچو بابا با وفایم ای عموجان ای عموجان یابن زهرا یابن زهرا ای امیر میفروشان مقندای باده نوشان بهر من مردن عموجان از عسل شیرینتر است الوداع ای باغبانم راهی باغ جنانم ای عمو جان ای عموجان یابن زهرا یابن زهرا