نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای سر زخمی، سر زدی به این، دختر زخمی، بابایی تاول پاهامو، میپوشونم، با پر زخمی بابایی (تا عموهامو، گرفتن بابا کل موهامو، گرفتن بابا النگوهامو، گرفتن بابا، بابایی)۲ کار دنیا رو، میبینی بابا کبودیها رو، میبینی بابا زخم مسمارو، میبینی بابا بابایی یا ابالمظلوم، حسین بابا بابایی... (توی کوه و دشت، بابایی خیلی سخت گذشت، بابایی)۲ بس که نیزهدار، بس که ساربون رفت توی صحرا، به سرعت از روی ناقه، از روی نیزه هر دو افتادیم، به شدت تو سرت شکست، نبودم بابا من سرم شکست، نبودی بابا هر دومون رو کُشت، یهودی بابا ای بابا حرف بد میزد، نبودی بابا با لگد میزد، نبودی بابا بی عدد میزد، نبودی بابا ای بابا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد