نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای تمامِ، امیدم، صفای دل من ای كه هستی، دل آرام، برای دل من آه، پس چرا رو گرفتی دست به پهلو گرفتی از علی خسته گشتی، همه تكیه گاهم سر مكن چادرت را، به پیش نگاهم (یا زهرا، فاطمه جان)۳ جز نگاهت، برایم، دل خوشی نیست این ردِ خون، عزیزم، روی پیرُهن چیست؟ آه، روی خود را مگردان از علی فاطمه جان باز هم از درد بازو، نخوابیدی امشب كرده خانه خرابم، همین اشك زینب (یا زهرا، فاطمه جان)۳
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد