
بر لب آمد، نفس آخرم ای علی جان، بنشین در برم غیر از این نیست چاره ی دیگرم خسته حالم، كن حلالم در این زمانه ای، كه نقشه می كِشند، برای تو علی عجب سعادتی، كه فاطمه شود، فدای تو علی الوداع، الوداع، حیدر، حیدر من كه مُردم، در كنارم بمان پیش جسمم، كمی قرآن بخوان جان زهرا، جلوی كودكان راحتم كن، گریه كم كن مرا ببخش اگر، كه رفتنی شده، اُمید آخرت سپرده فاطمه، امور خانه را، به دست دخترت الوداع، الوداع، حیدر، حیدر غربت تو، شعله بر دل كشید زخم پهلوم، نفسم را برید از جوانی، شده ام نا امید این همه درد، خسته ام كرد جدا شوم ز تو، قرار ما ولی، زمین كربلا كنار پیكری، كه سر ندارد و، فتاده زیر پا الوداع، الوداع، حیدر، حیدر