نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آه سایه ی غم، زد اجل روی سر من آه شد زمان، رفتنم ای همسر من پر می زنم از آشیانه دل می کنم از اهل خانه خسته ام از این زمانه2 الوداع یار غریبم (ای علی جان2) آه ای امام، و شوهر خانه نشینم آه می روم تا، بی کسی ات را نبینم جانم رسد وقتی که بر لب دیگر شود بی من از امشب یار و غمخوار تو زینب2 الوداع یار غریبم (ای علی جان2) آه غربت تو، شعله زد بر تار و پودم آه شکر حق که، شد فدای تو وجودم مهر تو را دارم به دستم در کوچه ها از پا نشستم تا تو باشی من شکستم2 الوداع یار غریبم (ای علی جان2)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد