
هستی حیدر در بر من باش کم تر ای بانو فکر رفتن باش اه ای بهار قد کمانی تو بگو که می توانی یک شب دگر بمانی مرو زهرا 4 *** جامه ات رنگ یاس و نیلوفر رو مگیر از من این شب آخر با وجود درد پهلوت با شکستگی بازوت خنده می کنی به تابوت مرو زهرا 4 *** فاطمه فکر روز و حالم کن هی مگو زهرا که حلالم کن بهر رفتن تو زود است بین کوچه ها چه بودست گونه های تو کبود است مرو زهرا 4