نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای اهل حرم میر علمدار نیامد سقای حسین سید و سالار نیامد فرزند علی ساقی کوثر که به غیرت شد ساقی اطفالِ عطشدار نیامد آن قامت رعنا که چونان سروِ جنان بود آن شاه وفا، مأمن و دلدار نیامد بر وعدۀ آبی که به طفلان حرم داد چون رعد به دشمن زد و اینبار نیامد خشکیده لبان بر لب آب و ز مروّت هم یک لب از آن بر لب تبدار نیامد خشکیده لب و آن کف پر آب اباالفضل شد جام وفایی که لب یار نیامد دستان جدا، مشک به دندان و امیدش آن تیر جفا بُرد که سردار نیامد تنها اگر عباس به لشگر زده پیداست از کثرت نامردیِ اغیار نیامد آن ماه بنیهاشم و آن میرِ سپهدار سردار وفا سرور ایثار نیامد در کربوبلا دست علی داشت بر ایتام کان مونس تنهای شب تار نیامد طفلان نه دگر چشم به دستانِ اباالفضل گویند عمو از چه زِ پیکار نیامد تا جان به بدن داشت سویِ خیمه حسینش هر چند که میبرد به اصرار نیامد خورشید وفا ماه بنیهاشم و عباس فرزند علی حیدرکرار نیامد شد نام وفا، زین عمل نابِ تو سیراب حقّا که ز کس همّت این کار نیامد ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد