نظرات
2 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
خیلی عالی بود 🌹🌹🌹🌷
۲۴ دی ۱۴۰۲

کاربر ناشناس کاربر
محمود کریمی عالیه
۲۳ شهریور ۱۴۰۲

اشک غربت توو چشمای من میلرزه دست مادر توو دستای من میلرزه خدایا کمکم کن، مادرم رو برسونم در خونه زمین و روی دیوار؛ روی چادر، روی معجر، پر خونه وای! آسمون بارون شده؛ وای آب دریا خون شده؛ وای خدا هم گریون شده؛ وای گوشواره روو خاک کوچهها گریونه دیوارم از حال و روز ما گریونه عزیزم با نگاهت، با نفسهات، دل حیدر رو شکستی بلند شو جون بابا؛ تا ببینه هنوز از پا ننشستی وای! شب بیسامونیه؛ وای نفسا بارونیه؛ وای خاک کوچه خونیه؛ وای امّید من روو خاک غربت میشینه از ضرب دستی که انقده سنگینه بذار تا که بذارم جای مرهم، صورتم رو روی گونت بذار تا بتکونم آرومآروم، گردوخاک روی شونت وای! که شبه ماتم شده؛ وای دلا غرق غم شده؛ وای قد مادر خم شده؛ وای
2 نظر ثبت شده

خیلی عالی بود 🌹🌹🌹🌷

محمود کریمی عالیه