نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

داغ مدینه دلتو گرفته پهلویاین نیزهبه تو گرفته نمیشه وایسمو تماشا کنم دست سیاهکاکلتو گرفته گفتی حسن همین برا تو بد شد هر چی که شد سر همین حسد شد زنده بودی هنوز ولی بمیرم مرکب اومد از رو تن تو رد شد نبینه مادرت این رد خنجر و رو حنجرت باید چیکار کنم با جای نعل روی پیکرت پا میکشی زمین نبینه مادرت حسین(۲) گلم چقدر خوش قد و بالا شدی رفتی توی لشکر و تنها شدی چی شد تو اون شلوغیا که آخه یه ساعته هم قده سقا شدی با پره سوخته پر زدی عزیزم میشه جوابمو بدی عزیزم چیکار کنم که پیش چشم تارم مثل عسل کش اومدی عزیزم امانت حسن چی اومده به روزت عشق من شبیه مادرم یه کوچه وا شد و تو رو زدن نفس نمیکشی امانت حسن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد